-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:11
خدایا عاشقم کردی به تو گفتم که پروانم بسوزاندی تمامم را به دامانش که شمع آنست.. خدایا نیست باکم هیچ ،اگر دادی به من مردن.. فقط یا رب بده آن را به یک بارم ..نه بر هر دم.. Adblock test (Why?)
آبی ترین احساس
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:08
آبی ترین احساس لبخندهای تو بود..شاد ترین قصه پایان غم تو بود روزی که من بنشسته بودمو در فکر خود بودم نوری تابید در جان.. خورشید حاضر شد دنیای من چه بود رنگین کمانی سرخ...که از طلوع او یاد تو می تابید تاریک بود گرچه دنیا روشن شد آبی ترین احساس یاد دل من شد...
اشک
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:08
روسری ام را محکم گره نزده ام.. اما گلویم را سخت چیزی میفشارد... ...بغض نیست. زور حرفاشان است...اشکم میچکد... و امان از ذره ای کم شدن از دردهایم. غصه ام پایان پذیر نیست. جسم من شکستنیست...تحمل این بی احساسی ها را ندارد. آرام تر بی پروایی کنید...
تقدیر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:08
مرا این تلخو شیرین/مرا دستان گرمت مرا دلخوش به این حرف/مرا حرف قشنگت مرا یک لحظه آرام/مرا خوف نگاهت مرا بردست در فکر/تمام لحظه هایم
داستان کوتاه
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:08
در ماشینو بستم.کولمو انداختم رو دوشمو بی حوصله وارد دانشگاه شدم.امیدوار بودم کلاس ادبیات امروزم بتونه سرحالم بیاره. آهی کشیدم.به ساعتم نگاه کردمو وارد کلاس شدم.نگاهمو بین بچه ها چرخوندم.بازم نبود..