اما گلویم را سخت چیزی میفشارد...
...بغض نیست. زور حرفاشان است...اشکم میچکد...
و امان از ذره ای کم شدن از دردهایم.
غصه ام پایان پذیر نیست.
جسم من شکستنیست...تحمل این بی احساسی ها را ندارد.
آرام تر بی پروایی کنید...
برچسب: اشکان دژاگه,اشک,اشکان خطیبی,اشکانیان,اشکنه,اشکان عرب,اشکوری,اشکان بانکی,اشکها و لبخندها,اشکان اشتیاق,
نویسنده: الینا محمدپور